دانلود رمان وسوسه

  • زمان درج : 25 ماه قبل
  • مسیر فعلی شما در سایت مجله سلامت یاثار : مجله سرگرمی یاثار-->>> دانلود کتاب-->>>
  • بخش مربوطه : دانلود کتاب
  • دانلود رمان وسوسه
  • رمان های عاشقانه همیشه در صدر رمان های پرطرفدار قرار دارند چرا که برانگیخته شدن احساسات؛ چه از نوع خوشایند و چه از نوع غمناک آن، همیشه مورد توجه بوده است. رمان عاشقانه ای که در این مقاله می خواهیم معرفی کنیم، از رمان های دو جلدی بسیار خوبی است که نویسنده آن خانمی به نام نیلا هستند. این رمان که وسوسه نام دارد در سال 1370 اتفاق افتاده است. طبق اظهارنظر نویسنده، داستان این رمان می تواند واقعی یا غیرواقعی باشد و شخصیت های آن نیز می توانند وجود خارجی نداشته باشند و یا بالعکس. هر چه هست تمامی داستان زائیده ذهن نویسنده است.

    داستان از این قرار است، دختری در خانواده ای به شدت مذهبی رشد پیدا کرده است و حالا وقت ازدواج اوست، حال پدر خانواده درصدد به زور شوهر دادن دخترش به خواستگاری که برای دختر پا پیش گذاشته است؛ شده است. دختر که این موضوع را متوجه می شود راه های زیادی را امتحان می کند تا از خواستگاری که برایش آمده است و پدر به اجبار می خواهد که با وی ازدواج کند، دور بماند. اما در حین فرار از دست خواستگار، کم کم عاشق او می شود. همه چیز طوری پیش می رود که انگار همه اتفاقات بر وقف مراد دختر است اما در این میان مواردی پیش می آید که ... این خلاصه ی هیجان انگیزی از این رمان زیباست که ترجیح می دهیم ادامه آن را با خواندن رمان متوجه شوید. کم نیستند خانواده های مذهبی که با دخالت های بیجا و سخت‌گیری‌های بیش از اندازه، راه ازدواج دختر یا پسرشان را به غلط انتخاب می کنند که نتیجه آن تباه شدن زندگی این گونه افراد خواهد شد. حال آیا رمان وسوسه هم چنین عاقبتی را برای دختر در نظر گرفته است؟! پیشنهاد می کنیم این رمان عاشقانه را حتماً بخوانید.

    بخشی از رمان وسوسه

    ينجا كجاست؟ ....چقدر سياهه....دور خودم مي چرخم ...يكي صدام كرد ..برگشتم به عقب ..مسعوده ..مثل هميشه سرد و بي روح....دستشو به طرف دراز مي كنه ....به طرف ش مي رم ..بهم لبخند مي زنه ......دلگرم ميشم ...يهو جهت نگاش عوض مي شه ...منم به اون طرفي چشم مي دوزم كه داره نگاه مي كنه ...اون اينجا چيكار مي كنه؟ ....بهش اخم مي كنم .....مي خوام برم پيش مسعود...كه صداش در ميادنرو هديمي ايستم ...با حركت سر ازم مي خواد نرم ....اخم مي كنم و يه تف مي ندازم طرفش...با خوشحالي بر مي گردم به طرف مسعود .. و دستمو دراز مي كنم.....اون داره مي خنده ...منم با خنده اش لبخند مي زنم..چيزي نمونده بهش برسم ...كه دستشو مي كشه عقب و بلند مي زنه زير خنده....وايميستم و با بهت بهش نگاه مي كنم ....مي خوام كه باز دستشو دراز كنهبه دفعه تو خندهاش اخم مي كنهمسعود-برو بمير ...و پشتشو بهم مي كنه ....داره ازم دور ميشه ....صداش مي زنم..ولي جوابامو نمي ده ....با عصبانيت بر مي گردم طرفش ..چشماش پر از اشكه ..اونم ازم رو مي گيره ....دو تاشون دارن تنهام مي ذارن....همه جا داره تاريكتر مي شهاز وحشت چند قدم عقب مي رم.... كه زير پام خالي ميشه و با شدت به سمت پايين سقوط مي كنم...ته دلم خالي ميشه...همه جا تاريكه ...دستي براي نجاتم مياد پايين ....دستامو ميارم بالا....سر انگشتام داره به سر انگشتاش نزديك ميشه ......دارم لمسشون مي كنم

    نام فایل توضیحات رمز لینک دانلود
    - دانلود رمان وسوسه - - - لینک دانلود

    برچسب ها : رمان وسوسه دانلود رمان عاشقانه دانلود رمان عاشقانه وسوسه رمان وسوسه بدون سانسور دانلود pdf رمان وسوسه دانلود رمان وسوسه نیلا رمان وسوسه نیلا نیلا

    آمار باز دید این مطلب دانلود رمان وسوسه
    تعداد کل بازدید ها: 665
    تعداد بازدید های ماه جاری: 0 نظرات و پیشنهادات

    مطالب مشابه