دانلود کتاب یک اس ام اس

  • زمان درج : 1 هفته قبل
  • مسیر فعلی شما در سایت مجله سلامت یاثار : مجله سرگرمی یاثار-->>> دانلود کتاب-->>>
  • بخش مربوطه : دانلود کتاب
  • دانلود کتاب یک اس ام اس
  • همه ما در زندگی داستان های مختلفی را تجربه کرده ایم که شاید اگر بخواهیم نوشته ای از آنها جمع آوری کنیم، کتاب جالبی تهیه شود. حتماً برای هر کدام از ما موقعیت هایی پیش آمده است که ما را وارد بازی روزگار کرده است. خواندن کتاب هایی از این دست، در کنار هیجان انگیز بودن آن می تواند سبب کسب تجربه هم بشود. کتاب یک اس ام اس که به قلم آرام رضایی تهیه شده است از آن دست کتاب های ماجراجویانه و در عین حال عاشقانه است که می تواند خواننده را به وجد بیاورد. بر اساس توضیحات نویسنده کتاب، شخصیت دختری که سوگند نام دارد همه کاره‌ی کتاب خواهد بود. این دختر جوان در حال گذراندن دانشگاه آن هم در رشته کامپیوتر است، تصمیم می گیرد که به یکی از پسرهای دانشگاه که مهران نام دارد، اس ام اسی بزند. سوگند دختری شیطون و پر جنب و جوش است که البته دل خوشی از زندگی‌اش ندارد. مهران نیز شخصیتی شکست خورده است که ناامیدی وی در زندگی باعث شده است تا چندین بار دست به خودکشی بزند.
    زمانی که سوگند این موضوع را در خلال ارتباط‌شان متوجه می شود، تصمیم می گیرد که خود را وارد زندگی مهران و تنهایی‌هایش کند تا راهی جلوی این پسر بگذارد. از همین جای داستان می توان حدس زد که ماجرای عاشقانه ای در حال رقم خوردن است. خواندن این کتاب که از انتشارات کتابسرا پخش شده است را به دوستداران کتاب های هیجان انگیز توصیه می شود.
    سوگند در شمال به ادامه تحصیل می پردازد که گفتنی است که دختر دوم خانواده ای شش نفره است. بیش از این در خصوص این کتاب جذاب توضیح نمی دهیم. همین حالا کتاب یک اس ام اس را از همین بخش دانلود و آن را مطالعه کنید.

    بخشی از دانلود کتاب یک اس ام اس

    مهسا چشمی گفت و خیلی سریع از اتاق بیرون رفت. استادم با دستپاچگی به طرف کمدش رفت و یه بطری آب و بتادین و بسته ی دستمال کاغذی رو با خودش آورد. کنارم زانو زد و رو دستم خم شد.چند تا دستمالو با آب خیس کرد دستمو تو دستش گرفت تا تمیزش کنه. از تماس دستهای یخ کردش با دستهای خودم که مثل گوله ی آتیش بود تکونی خوردم انگار جریان الکتریسیته بهم وصل کرده باشن. استاد متوجه شد. سرشو بلند کرد و با نگرانی و مهربونی به چشمام نگاه کرد و دلسوزانه گفت: درد میکنه؟با سر جواب مثبت دادم.چند ثانیه تو چشمام زل زد و بعد سرشو انداخت پائینو شروع کرد به تمیز کردن دستهام بعد از تمیز کردنشون چند تا دستمال دستش گرفت و گذاشت زیر دستمو یکم بتادین ریخت روی زخمهام. به خاطر سوزش دستم سعی کردم دستامو عقب بکشم اما اون محکم دستهامو گرفته بود.خیلی آروم گفت: می دونم میسوزه. خواهش میکنم تحمل کن عزیزم.داغ کردم. این الان چی گفت؟ عزیزم؟ دوباره اون حس آشنای لعنتی اومده بود سراغم. داشتم به سرش نگاه میکردم. انگار تو حال خودش بود. آروم آروم زیر لبی می گفت: با خودت چی کار کردی سوگند؟ این جوری می خواستی مراقب خودت باشی؟ اینجوری قول داده بودی؟بغض داشت خفم میکرد. به زور نفس میکشیدم. اشکی که مدتها تو چشمام جمع شده بود دیگه طاقت نیاورد و سرازیر شد.فقط تونستم از بین لبهای بهم فشردم با ناله و بغض بگم: مهران...مهران یه تکونی خورد و انگار خشک شده باشه بی حرکت ثابت موند.به خودم جرأتدادم و دوباره گفتم: تو مهرانی مگه نه؟...دستمو ول کرد و بدون اینکه به من نگاه کنه از جاش بلند شد و رفت پشت پنجره. پشتش به من بود و من صورتشو نمی دیدم. نمی دونستم این کار یعنی چی؟ یعنی آره. اون مهرانه یا یعنی نه. مهران نیست.نمی دونستم چی بگم. اومدم دوباره صداش کنم که دیدم در میزنن و مهسا وارد شد. تو دستش چند تا گاز استریل بود.

    نام فایل توضیحات رمز لینک دانلود
    - دانلود کتاب یک اس ام اس - - - لینک دانلود

    برچسب ها : کتاب یک اس ام اس دانلود کتاب عاشقانه دانلود کتاب عاشقانه یک اس ام اس کتاب یک اس ام اس بدون سانسور دانلود pdf کتاب یک اس ام اس دانلود کتاب یک اس ام اس آرام رضایی کتاب یک اس ام اس آرام رضایی آرام رضایی

    آمار باز دید این مطلب دانلود کتاب یک اس ام اس
    تعداد کل بازدید ها: 19
    تعداد بازدید های ماه جاری: 0 نظرات و پیشنهادات

    مطالب مشابه