دانلود رمان شیرین

  • زمان درج : 1 هفته قبل
  • مسیر فعلی شما در سایت مجله سلامت یاثار : مجله سرگرمی یاثار-->>> دانلود کتاب-->>>
  • بخش مربوطه : دانلود کتاب
  • دانلود رمان شیرین
  • از نویسنده های رمان خوب کشورمان، مرتضی مودب پور است که احتمالاً نام آن را به کرات شنیده باشید. در این نوشتار می‌خواهیم شما را با رمان "شیرین" به قلم این نویسنده آشنا کنیم. این رمان که در ژانر عاشقانه، طنز نوشته شده است می تواند سلیقه هر فرد را در بر بگیرد. تعداد صفحات این رمان حدوداً 540 صفحه است. دو پسر نقش اول این رمان را بازی می کنند، دو فامیل به نام های آرمین و بابک که پسرخاله همدیگر هستند و هفت سالی هست که در خارج از کشور زندگی می کنند. این دو برای تحصیل از کشورشان خارج شده اند. در یک آپارتمان بسیار خوب زندگی می‌کنند و از لحاظ مالی نیز مشکلی ندارند چرا که پدران‌شان وضع مالی خوبی دارند. در یکی از این شب ها بابک چند تا از رفیق هایش را به آپارتمان برا مهمانی دعوت می‌کند. هر چند آرمین انگار حال و حوصله ندارد و سریعاً خود را در اتاقش حبس می کند.
    مهمان های بابک چند تن از دوستان دختر هستند که انگاری آرمین خیلی از آنها خوشش نمیاد. بابک برای اینکه آرمین را سرحال بیاورد به یکی از دختران می گوید به اتاقش برود تا بابک را راضی به حضور در جمع کند. رز که نام یکی از این دخترهاست بعد از حضور در اتاق آرمین، به او می گوید: آرمین سگ اللاگ! آرمین که متوجه حرفش شده بود رو به بابک می گوید این حرفا چیه که به اینا یاد میدی! اما بابک زیر بار نرفت...
    آرمین که می خواست بخوابد، اما بابک بنا را به تعریف از مردای ایرانی که معمولاً در روز فقط نیم ساعت می خوابند و مابقی را کار می کنند، گذاشت ...
    داستان از شب مهمانی آغاز می‌شود و برای اینکه این رمان را از دست ندهید پیشنهاد می‌کنیم که حتماً آن را بخوانید.

    بخشی از رمان شیرین

    اما وقتی همه شون جمع شدن دور حوض یه دفعه همون که اسمش کبري خانم بود به اکرم خانم گفت
    تا تو اتاق ما « شوهرت » آي اطواري خانم دیشب که شب جمعه نبود جشن گرفته بودي!نصف شب صداي تو و شوورت
    می اومد!خبري شده شوورت جیره ت رو زیاد کرده؟!
    اکرم خانم  خاك تو گور بی حیات کنن کبري!کیشیک میکشی که کی اکبرآقا می اد سراغ من؟!اومده بودي پشت در
    اتاق مون!
    کبري خانم  خیر نبینم اگه گوش واستاده باشم!نصفه شبی خواستم برم دست به اب کنم از جلو اتاق تون رد شدم
    دیدم صدا می آد.نیگا به امروز نکن بجون بچه م همون دیشبی که صداي قربون صدقه ي تو و اکبر آقا رو از پشت در
    شنیدم انقدر ذوق کردم!با خودم گفتم الحمدالله که این زن و شوور با همدیگه خوبن.حالا خیلی دردت اومد آفتابه رو
    پرت کردم خورد بهت؟!
    اکرم خانم  نه توچی؟گیست رو کندم اذیت شدي؟
    کبري خانم  نه خواهر!فدا سرت.اینم شده تفریح ما!
    اینارو که به همدیگه گفتن شروع کردن به خندیدن و شوخی کردن .انگار نه انگار که نیم ساعت پیش داشتن
    همدیگرو تیکه پاره میکردن!
    تو همین موقع بابام از در حیاط یاالله یاالله گفت و اومد تو و تا رسید به ما بهمون تشر رفت که چرا تو ایوون
    نشستیم.همگی رفتیم تو و ننه م جریان رو واسه بابام تعریف کرد و بعد گفت
    مرد اینجا دیگه نمیشه نون خالی سق بزنیم.نیگاه کن!همه دارن استکان نلبکی ناشتایی شون رو لب حوض می
    شورن.ظهرم که بشه دیگ و قابلمه ناهارشون رو می آرن لب حوض.اگه ما از تو اتاقمون بوي غذا بلند نشه و ظرفامون

    نام فایل توضیحات رمز لینک دانلود
    - دانلود رمان شیرین - - - لینک دانلود

    برچسب ها : رمان شیرین دانلود رمان عاشقانه دانلود رمان عاشقانه شیرین رمان شیرین بدون سانسور دانلود pdf رمان شیرین دانلود رمان شیرین مرتضی مودب پور رمان شیرین مرتضی مودب پور مرتضی مودب پور

    آمار باز دید این مطلب دانلود رمان شیرین
    تعداد کل بازدید ها: 9
    تعداد بازدید های ماه جاری: 0 نظرات و پیشنهادات

    مطالب مشابه