گروهی از افراد هستند که خواندن رمان هایی را ترجیح می دهند، که به دور از خیالپردازی باشد، یعنی دوست دارند آنچه را که می خوانند، به واقعیت نزدیک باشد و نتیجه ذهن و خیال نویسنده نباشد. رمان باشرفها یکی از همین دست رمان هاست که توسط عمادالدین عصار در اوایل انقلاب جمهوری اسلامی ایران نوشته شده است. ایشان که به ع راصع معروف بوده، رمانی تقریباً قطور نوشته اند که در باب زندگی مردم بوده است. در واقع زبان این رمان به زبان مردم کوچه بازار شبیه است و تقریباً تعداد صفحات آن تا 730 هم می رسد. می توان موضوع این کتاب را مواردی حقیقی از جامعه دانست. هر فصل کتاب باشرفها بیان کننده اتفاق های مختلف جامعه است؛ موضوعاتی مانند عشق و هوس، رازها، دزدی ها، روکردن چهره های انسانهای باشرفنما و ...
در بخشی از این کتاب در خصوص دختران توضیح داده است و راه و رسم زندگی کردن را به آنها می آموزد. این کتاب به دختران پاک که نمی خواهند در چاه هوس وارد شوند، هم بسیار توصیه می شود. باشرفها به این گونه دختران یاد می دهد که چگونه از شر عشقی که عاقبتش هوس است، رهایی یابند. در بخش دیگری از کتاب به قهرمانانی که در جامعه حضور دارند ربط پیدا می کند.

داستان باشرفها سراسر واقعی است و اتفاقات جامعه را به رخ می کشد و سرگذشت دختران جوان را در عشق، هوس، و دیگر مسائل بااهمیت نشان می دهد. اگر اهل خواندن داستان های واقعی هستید پیشنهاد می کنیم که حتماً کتاب سه جلدی و قصور باشرفها را تهیه و مطالعه کنید. به بن بست رسیدن آدمها در دنیایی که مشخص نیست که چه کسی راست می گوید و یا دروغ، موضوعی است که در این کتاب به آن پرداخته شده است. کتاب باشرفها برای دختران جوان مفید خواهد بود..
بخشی از کتاب باشرفها
پری که برای رفتن به دربار و بازی کردن در حضور شاه و شاهدخت ها از زور خوشحالی در پوست خود نمیگنجید صحبت های آقای مدیر تماشاخانه را به جای گوش کردن بلع میکرد آقای مدیر هرچه میتوانست راست و دروغ سر هم مینمود و پری هم تحت تاثیر درآمده بود و مسحور شده بود که تمام حرف های آقای مدیر را حی آسمانی میدانست و اصلا توجه نداشت باینکه ممکن است آقای مدیر چنتا دروغ هم قاطی راست قالب بزند . بله کسانی هم هستند که برای فریب طر همیشه یکی دو حرف راست میزنند و با مهارت و تردستی چنتا دروغ هم براستها مخلوط کرده و تحویل طف میدهند

