رمان کتاب شب سراب نوشته ناهید پژواک از جمله رمان های عاشقانه ای است که سرگذشت دختری از خانواده ی اشرافی را بیان می کند که عاشق پسر نجاری شده است که در مغازه پدرش کار می کند. بدیهی است که سر گرفتن این ازدواج کمی غیرممکن به نظر می رسد. چرا که معمولاً اشراف زاده ها با افراد هم طبقه خود نشست و برخواست می کنند. اما ماجرای این دختر این گونه پیش نمی رود، اصرار بر ازدواج با پسر نجار در نهایت خانواده دختر را راضی می کند. گفته می شود که خانم ناهید پژواک در حدود سن 60 سالگی این رمان را نوشته اند.
نویسنده این رمان در طول 27 روز کار این رمان را به اتمام می رسانند و هدفشان را از نوشتن آن، مظلوم نمایی بیش از اندازه زن ها عنوان کرده اند. گفتنی است که این رمان از دید "محبوبه" که شخصیت اصلی داستان است روایت شده است. این رمان کتاب دومی هم دارد که در آن "رحیم" بعنوان شخص اول صحبت می کند. رحیم همسر شاهزاده داستان یعنی محبوبه است.
در کتاب اول مسائل پر زرق و برق را خواهید خواند، مانند: خانه اشرافی محبوبه، خواستگاران وی و آمد و شدهای دختر به مغازه رحیم. اما در کتاب دوم زندگی فقیرانه محبوبه و شروع کار رحیم در مغازه نجاری اش. شخصیت رحیم کاملاً خوب و مثبت است تا اینکه مادرش به وی پیشنهاد ازدواج داده و رفت و آمدهای محبوبه به مغازه که مشتری پدر رحیم بوده است نیز آغاز می شود و داستان شکل می گیرد.
این رمان منتقدان و موافقن زیادی دارد که هر کدام به نقد منفی و مثبت آن پرداخته اند. توصیه می کنیم هر دو جلد این رمان بسیار زیبا را تهیه کرده و مطالعه نمایید تا ببینیم شما از موافقان نویسنده خواهید بود و یا از مخالفان.
بخشی از رمان شب سراب
تا وقتی پدر بود من و مادر زندگی بدی نداشتیم خانه کوچکی داشتیم حیاط خانه مان به اندازه دو تا جفتک چارپش بود اما مادر چه تمیز نگشهش میداشت گوشه حیاط چسبیده به دیوار خوض آبی داشتیم که به اندازه یک کر بود پنج شش سطل بیشتر آب نمیگرفتت و مادر یک روز در میان چاه آب میکشید و آب حوض را عوض میکرد کنار خوض باغچه ای اندازه همان حوض بود که عشق مادر بود . انواع و اقسام سبزی ها را توی آن کاشته بود که هر سه چهار روز یکبار میشد به اندازه یک بشقاب سبزی خوردن چید آب حوض را به کاسه بر میداشت و توی باغچه روی سبزی ها میریخت ظرف ها را کنار حوض میشست و با کاسه از آب حوض بر میداشت و....

